صد و بیست و پنج

درخواست حذف این مطلب
جکی رو یوتانایز !
جکی گربه ی تو کوچمونه. بود البته! یکی از سه تا توله ی امسال. جکی یه گربه ی یه دست سیاه چشم عسلیه شیطون خوش اخلاق چند ماهه است. بود البته!
باهاش تصادف کرده بودن، مهره ی کمرش ش ته بود و نیمه ی پایینی بدنش فلج شده بود. میشد جراحیش کرد، براش پین گذاشت، رودشو جراحی کرد، ولی نهایت تا آ عمرش فلج میموند. زورم به هزینه های جراحیش نمیرسید. هرچقدر پایین بالا نمیشد. حتی اگه میرسید یا میتونستم کمک بگیرم از ی بازم نمیشد تو خیابون ولش کرد. باید براش خونه پیدا میکردیم. کجا قرار بود بره؟ خانواده ی قرون وسطایی ما که اگه خواهر طلاییش بود شاید راه می اومدن ولی چون جکی یه دست مشکیه دیدنش بد شگونی میاره؟ کی حاضر میشه چند سال از یه گربه که باید پوشک شه و نمیتونه راه بره مراقبت کنه؟ کی هزینه ی جراحی های اعصابشو میده تا شاید بیست درصد شانس داشته باشه دوباره سالم و رو پا بشه؟
هر چقد پایین بالا زورم به هزینه های درمانش نمیرسید. به سی و پنج هزار تومن یوتانایز ش چرا ولی.
جکی رفت! و من در جواب تقسیم غصه ام با بقیه فقط یه جمله میشنوم، بزرگ شو!